از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب: عمیقا,
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب: امروزم,
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی

نشسته بودم پیش مادربزرگم. خیره شده بودم به دیوار. اومد کنار گوشم گفت: آره؟
منم سرم رو تکون دادم و اشک توی چشمام جمع شد...
رفت سراغ گنجه اش. بقچه هاشو باز کرد و این روسری رو آورد بیرون...همون چیزی که من دوست دارم...
گفت منتظر بودم هر وقت موعدش رسید بهت بدم تا نگه داری براش...
من دوستش دارم...مال توعه...دوستش داشته باش
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی
از پس ذهنی خاموش،عصب هایی خفته و مغزی مشوش قلبم را حس میکنم که فریاد میکند...میخواهد از آغوش سینه ام بیرون آید و فریادش را به گوشش برساند.نوشته هایم همان فریاد هاست.بناراین هیچ ادعایی ندارم و نسبت به همه اهل قلم هایی که منت سر بنده میگذارند و این مطالب را میخوانند خضوع و خشوع دارم.
با احترام...
برچسب:
نویسنده: یلدا حسنی